|
|
|
|
![]() تا عشق آمد دردم آسان شد خدا را شکر مادر شدم او باره ی جان شد خدا را شکر شوق شنیدن ریخت حتی گریه اش در من لبخند زد جانم غزلخوان شد خدا را شکر من باغبان تازه کاری بودم اما او یک غنچه زیبا و خندان شد خدا را شکر او آمد و باران رحمت با خودش آورد گلخانه ما هم گلستان شد خدا را شکر سنگ صبورم نور چشمم میوه قلبم شب را ورق زد ماه تابان شد خدا را شکر مادر شدن یک امتحان سخت و شیرین است دلوابسی هایم دو چندان شد خدا را شکر
نغمه مستشار نظامی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 24 دی1387ساعت 14:53 توسط نسترن
|
|
||