![]() |
![]() |
|
| من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود.. |
|
تو رهسپار میشوی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 خرداد1391ساعت 13:34 توسط نسترن |
|
![]() چه روزهای غم انگیزی چه شب های پر از دردی یه سال دیگه هم طی شد به امیدی که برگردی میخواستم با تو امسالو کنار سفره بنشینم مثل کابوس این لحظه که جاتو خالی میبینم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 اسفند1390ساعت 13:16 توسط نسترن |
|
|
اگه بودی با تو حال من بهتر بود اگه بودی با تو،غصه هام پرپربود با تو میشد خونه پرخوشبختی شه نیستی و این روزها تو دلم آتیشه |
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 آبان1390ساعت 17:26 توسط نسترن |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
بانک و ناگفته ها سایت تبیان پاییز غریبانه کامران ژوزف بالسامو چهار فصل به دنبال یه دوست آلیسا سوخته دل تنهاترین سعید دنیا دل نوشت ?؟ هــــادی ?؟ آرش ( غریبه ) همه چیز و هیچ چیز |
|
RSS
|